اگه دیدی ایجنتت اول کار عالیه و بعد از یه ساعت انگار حواسش پرت میشه، این مقاله دلیلش رو توضیح میده.
Anthropic مهر ۱۴۰۴ این مقاله رو منتشر کرد و از همون موقع اصطلاح context engineering حسابی سر زبونها افتاد. حرف اصلیاش یه جملهست: دنبال کوچیکترین مجموعهی توکنهای پرارزش باش که احتمال نتیجهی دلخواهت رو بالا ببره.
یعنی سؤال دیگه فقط «پرامپت رو چطور بنویسم» نیست؛ اینه که «توی هر لحظه، چه چیزی باید جلوی چشم مدل باشه».
مهندسی کانتکست یعنی مدیریت کل چیزهایی که مدل در هر قدم میبینه (پرامپت سیستمی، ابزارها، تاریخچهی پیامها، دادهها) تا با کمترین توکن، بهترین نتیجه رو بگیری.
مهمترین ایدههای مقاله
- context rot: هر چی کانتکست طولانیتر بشه، دقت مدل در یادآوری اطلاعات پایینتر میاد؛ کانتکست یه منبع محدوده
- پرامپت سیستمی باید «ارتفاع درست» داشته باشه؛ نه شرطهای if-else شکننده، نه کلیگویی مبهم
- ابزار کم و شفاف بهتر از ابزار زیاد و همپوشانه
- بازیابی «درست بهموقع»: ایجنت به جای بارگذاری همهچیز، با grep و glob فقط چیزی که لازمه رو برمیداره
- سه تکنیک برای کارهای طولانی: فشردهسازی (compaction)، یادداشتبرداری ساختاریافته و سابایجنتها
برای کی مفیده؟
اگه خودت ایجنت میسازی، این مقاله ادامهی طبیعی ساخت ایجنتهای مؤثر و ۱۲ اصل ساخت ایجنت قابل اعتماد هست. اصل «کانتکستت رو خودت مدیریت کن» توی 12-Factor هم همین حرف رو میزنه.
اگه فقط کاربر Claude Code یا Cursor هستی هم ضرر نمیکنی: میفهمی چرا CLAUDE.md کوتاه بهتر از بلنده و چرا گاهی باید چت رو ببندی. نسخهی عملی همین ایده رو توی پرامپت تحویل کار به چت تازه نوشتم.
کانتکست، حافظهی کاری ایجنته؛ شلوغش نکن.
