زندگی بدون پلن بی

۸ مرداد ۱۴۰۵ · ۳ دقیقه مطالعه

قبل‌ترها وقتی میخواستم دل به دریا بزنم و برای انجام یه کاری تصمیم بگیرم، با خودم می‌گفتم «بریم ببینیم چی میشه» و خود این یه عالمه راه فرار و «پلن بی» برای ذهنم می‌ساخت که اگه نشد فلان کار رو می‌کنم به جاش و چیزی از دست نمیدم. در واقع انگار پل‌های پشت‌سرم رو برای «شدن» اون کار خراب نمی‌کردم.

زندگی بدون پلن بی

یه کاری کن بشه!

قبل‌ترها وقتی میخواستم دل به دریا بزنم و برای انجام یه کاری تصمیم بگیرم، با خودم می‌گفتم «بریم ببینیم چی میشه» و خود این یه عالمه راه فرار و «پلن بی» برای ذهنم می‌ساخت که اگه نشد فلان کار رو می‌کنم به جاش و چیزی از دست نمیدم. در واقع انگار پل‌های پشت‌سرم رو برای «شدن» اون کار خراب نمی‌کردم.

الان چندماهی میشه که با دغدغه‌های جدیدی توی زندگیم دست و پنجه نرم می‌کنم. مخصوصا از تاثیری که از یک‌سال گذشته‌ی ایران گرفتم، تصمیمم بر این شده که یا کاری رو انجام ندم کلا، یا یه کاری کنم بشه. شاید ساده به نظر بیاد. ولی در جزئیات زیادی تاثیر میذاره که بعد از یه مدتی مدل فکر کردن رو کلا تغییر میده.

سوال قبلی که از خودم می‌پرسیدم این بود که اگه نشد چی؟ الان فقط میپرسم که چی کم داره که واقعا بشه؟
این مدل سوال، درهای جدیدی از فکر کردن برای یافتن راه‌حل رو باز میکنه، انگار ذهنت دنبال کارهای سختی میره که در حالت عادی ممکنه سمتش نره.

برداشتم اینه که بخشی از موفقیت می‌تونه از «جا نزدن» و «در نرفتن» حاصل بشه. اینکه خودت رو متعهد کنی همه‌ی تلاشت رو برای شدن یک چیز انجام بدی و تا وقتی راهی برای امتحان کردن هست، از دغدغه‌ی عمومیِ «نشدن» فرار نکنی.

به لطف هوش‌مصنوعی در این روزها، فکر کنم درد و دل کردن و درخواست کمک میتونه ازش خیلی موثر واقع بشه. اینکه بتونی دقیق بهش بگی تاریخچه‌ی ماجراهایی که برای تصمیمت اتفاق افتاده و ازش بخوای بدون بهونه ازت سوال بپرسه و تو هم شفاف بهش بگی که واقعا چی شده و بعد هم جواب بگیری و انجام بدی. به نظر من گاهی کاری که که هوش مصنوعی میتونه انجام بده اینه عمیق بشی و زود قانع نشی. اعتقادم اینه که این مدل مشکلات معمولا پاسخ‌هاش در دل خود ماست و نه هوش‌مصنوعی.

مثلا این میتونه یه شروع خوب باشه:

«می‌خوام به جای اینکه بهم راه‌حل آماده بدی، کمکم کنی یه کاری بشه. نقش یک مشاور بی‌رحم ولی منصف رو داشته باش. اول تا جایی که لازم می‌دونی ازم سوال بپرس تا مسئله رو کامل بفهمی. اگر احساس کردی دارم به خودم دروغ می‌گم، بهونه میارم یا فرض اشتباهی دارم، مستقیم بهم بگو.

بعد از اینکه اطلاعات کافی گرفتی:

  1. مهم‌ترین موانعی که باعث نشده این کار انجام بشه رو مشخص کن.

  2. بگو برای هر مانع چه کارهای عملی میشه انجام داد.

  3. اگر فکر می‌کنی دارم از انجام یک کار سخت فرار می‌کنم، واضح بهم بگو.

  4. تا وقتی راه منطقی برای رسیدن به هدف وجود داره، دنبال راه فرار یا پلن B نگرد. فقط کمکم کن بفهمم «چی کم داره که بشه».

اگر اطلاعاتت کافی نبود، هیچ پیشنهادی نده و فقط سوال بپرس.»

شما هم برای شدن یه چیزی تا حالا خیلی سفت و سخت تلاش کردین؟